بعد ازظهر روز شنبه 25 خرداد ماه، من و عسلک به سمت کانون پرورش فکری برای تماشای تئاتر لپ گلی، کاری از عموهای فیتیله‌ای راهی شدیم.

 

از دو سه روز قبل که توسط یکی از دوستانم مطلع و دعوت شده بودم، عسلک هم کلی خوشحال بود و خیلی ذوق و شوق داشتهورا، داداشی باید برای آزمون زیست درس میخوند، ما هم ایشون رو تنها گذاشتیم تا راحت تر بتونه مطالعه کنه.

بابایی ساعت شش و نیم بعدازظهر ما رو رسوند، نیم ساعتی رو در فروشگاه کانون باهم قدم زدیم، تا چندتا دیگه از دوستامون هم برسن، حدودا نزدیکای ساعت هشت نمایش شروع شد، عسلک از اول تا آخر نمایش نشسته بود و تماشا میکردقلب

نمایش شاد و جالبی بود و روز زیبا و خاطره انگیزی در کنار چندتا از دوستان خوبم برای من و عسلک رقم خورد، به امید فرداهای بهتر و سرشار از شادی قلب

شادمانه نوشت: خیلی خوشحالم که در این روزهای پایانی فصل بهار، بواسطه‌ی انتخابات ریاسـ ت جمـ هوری و صعود کشورمون به جــ ام جهـ انی، شور و شادی رو در هموطنان عزیزم میبینم، از خدای مهربونم میخوام که کشورم ایـــــران همواره سرفراز و پاینده باشه و مردم کشورم همیشه شاد و سربلند باشند.

چندتا عکس دیگه  در ادامه مطلب چشمک


ادامه مطلب ...