یــــــــــــــه خبـــــــــــــر خــــوب و قشنــــــــــــگ

  دختری دارم دردونه...........................قشنگه مهربونه
 سه چهار روزه که بچه ام.......................گرفتار دندونه
 توی دهان بچه ام.............................یه گل زده جوونه
 گل نگو مرواریده...............................مثل طلای سفیده
هیچ کس از این قشنگ تر...................... جواهری ندیده

امروز در آستانه هفت ماهه شدن زهرانازنازی در حالی که داشتم بهش سرلاک میدادم حس کردم یه چیزی با قاشق برخورد میکنه. بعد از جستجو متوجه شدم یکی از مرواریدای نازش جونه زده.

الهی فــــــدات بشم عــــــــــــــــزیــــــــــــــــزم. نمی دونین چقدر خوشــــــــــــــــحال شـــــــدم.

پی نوشت اول: به لطف خداوند و دعای شما دوستان خوبم عمل چشم بابایی خیلی عالی انجام شد و چند روزی توی خونه باید استراحت کنه. امروز ظهر هم برای باز کردن پانسمان چشم بابایی با همراهی زهرا نازنازی و داداشی رفتیم مطب و آقای دکتر هم بسیار راضی بود.

پی نوشت دوم: در اولین فرصت آش دندونی زهرا نازنازی رو درست میکنم. کاش میشد همه‌ی شما رو دعوت کنم ... بعدا عکسش رو در همین جا درج میکنم.