خدا رو شــــکر میکنیم که بالاخره زمستون رو به مــــا نشون داد و ازش میخواهیم که بیشتر از اینها لطف خودش رو شامل حال ما کند. 

دیروز که بارش برف در تهران شروع شد اولین کسی که خیلی خوشــــــــحال بود و کلی ذوق کرد داداشــــــی بود(وبلاگ داداشی) آخه امروز موعد آخرین امتحانش (فیزیک) بود. کلی نذر و نیاز کرد که امروز مدارس تعطیل بشه  اول شبکه خبر زیــرنویس کرد فقط مقاطع ابتدایی تعطیله . داداشی هم در سایت‌های خبری به دنبال خبر جدید از تعطیلی مقاطع راهنمایی بود و بالاخره حدودای ساعت 12 شب متوجه شدیم بلــــــــــه فردا تعطیلـــــــــــــــــــــه و جشن و شادی در خانه‌ی ما ...البته من خودم هم عاشقه روزای برفی هستم.

زهرا نازنازی اولین برف زمستانی رو تجربه کرد و ما تصمیم گرفتیم در برف بازی شرکتش بدیم. بعد از کلی لباس پوشیدن چهارنفری رفتیم داخل حیاط و با آدم برفی که فائزه جون (دختر دایی زهرا) درست کرده بود چندتا عکس گرفتیم.

چون ما دیر رسیدیم یک چشم آدم برفی افتاده بود!!

بقیه عکسها در ادامه‌ی مطلب


البته بعدش هم رفتیم پشت بام دیـــــــدم بـــــــــــــــله، دختر دایی های عزیز اونجا هستند.

زهرا نازنازی با تعجب زیاد به اطرافش نگاه میکرد .

تصویر زیر هم فاطمه جون دختر خاله‌ی زهرا نازنازی هستش که از سمنان عکسش رو برام فرستاده

قربونت برم عزیزم، دلم برات تنگ شده، چه کلاه و شال گردن قشنگی (ماشاالله)

درخت حیاط خونه‌ی کناری که تا چند وقت پیش پر برگ بود!

فاطمه جون دختر خاله زهرانازنازی و آدم برفیه دیواریتعجب که ساخت زینب جون هستش

زهرا نازنازی و داداش علی