مامان همش میگه : زهرا نازنازی اینقدر نق نزن دخترم، چرا یه کم آروم نیستی؟


من میگم: مامانی من که الکی نق نمیزم ؟؟!!

صبح که نق می زدم حوصلم سر رفته بود می خواستم بیای باهام بازی کنی !

بعدش که نق می زدم دوست نداشتم لباسامو عوض کنی!

دیروز که نق می زدم دندونم همش می خارید !

دفـــعه‌ی قبلش که نق می زدم می خـــواستم بیام بغلــــت!

ظهرش که نق می زدم می خواستم عوضم کنی !

شبش هم که نق می زدم خوابم میومد نمی دونستم چطوری بخوابم !

اون صبحی که  نق می زدم میخواستم پیش من بمونی همش نری تو آشپزخونه !


میبینی مامانی همـــــــه‌ی نق نق‌های من توضیح داره !

حالا بگو ببینم شما که دختر به این گلی داری چرا همش نق می زنی ؟!تعجب

ورود به وبلاگ داداشی

پی نوشت:مطلبی در وبلاگ یکی از دوستان خوندم که بنظرم جالب بود. نامه‌ی یک نی نی معترض

پی نوشت: قابل توجه همه ی دوستان حتما اینجا رو ببینید. یک ایده ی جالب و درخور توجه جهت تبادل نظر با هم و سپری کردن اوقات شاد. نظرتون رو اعلام کنید.