فقط یک روز دیگه مونده

دختر نازنینم این روزها با اینکه خیلی کار دارم ولی پر از شور و شعف هستم و خیلی خوشحالملبخند. این حس رو دقیقا برای تولد یکسالگی علی عزیزمقلب هم داشتم. همسر خوبم هم در تمام کارها من رو همراهی میکنه و کلا این روزها حال و هوای خونه‌ی ما خیلی لطیف و دوست داشتنیهقلب دوشنبه با همدیگه رفتیم کلی وسایل تولد  خریدیم و فرداش با داداشی شروع کردیم به تزئین خونه. شما هم کلی ذوق میکنی و همش توی دست و پای ما هستیبغل. امروز صبح هم با بابایی رفتیم کیک تولد رو سفارش دادیم   طرحی که انتخاب کردم خیلی خوشگله، امیدوارم آقای قنادباشی همون طوری که من میخوام درستش کنه.

دیشب تا صبح پای کامپیوتر بودم و داشتم یکسری کارت و عکس و ... طراحی میکردم همشون خیلی ناز شدن ... امیدوارم بتونم جشن تولدت رو همون‌طور که در ذهنم هست در کنار اعضای خانواده‌ی خودم و خانواده‌ی بابایی به بهترین نحو برگزار کنم و خاطره‌ش برات ماندگار باشه.

خدای مهربونم نمی‌دونم چطور قدردان و شکرگزار نعمت‌هایی که به من عطا کردی باشم. خدایا ازت میخوام همیشه پشت و پناهم باشی و خطاها و اشتباهات من رو چشم‌پوشی کنی و همواره من رو مورد لطف و عنایت خود قرار بدی.

 خدایا طعم شیرین این لحظات رو به تمام کسانی که منتظر این روزها هستند بچشان

تبریک نوشت: ١٠ خرداد ماه تولدهورا عمومحمد عزیز (همسر دخترخاله زهرا نازنازی) رو بهشون تبریک میگم و امیدوارم ١٢٠ سال سلامت و شاد زنده باشنقلب