سلام دوستان عزیزم

شنبه شب اولین جشن تولدهورا زهرا نازنازیهورا برگزار شد. اولین رو برای این گفتم که پنجشنبه این هفته هم دوباره تولد داریم و اینبار خانواده‌ی همسری هستند. به دلیل اینکه بهتر بتونیم از مهمونای عزیزمون پذیرایی کنیم و به همه خوش بگذره اینطوری تصمیم‌گیری کردیم.

شنبه ساعت 9 شب جشن تولد با حضور مهمونای عزیز تقریبا طبق همون برنامه‌ریزی که از قبل داشتم به خوبی برگزار شد و خیلی خوش گذشت. زهرا نازنازی هم خیلی خوب با ما همکاری کرد فقط بیشتر ترجیح میداد بغل من باشه و تا حدی تعجب کرده بود ولی خدا رو شکر زیاد گریه نکرد.

از همه‌ی مهمونای عزیزم بابت حضورشون و هدیه‌های زیباشون تشکر میکنم. امیدوارم بهشون خوش گذشته باشه و شب خاطره انگیزی براشون رقم خورده باشه.

جزئیات و برنامه‌ها رو نمی‌تونم زیاد توضیح بدم چون وبلاگ رو چند نفر از مدعوین پنجشنبه می‌خونن و میخوام براشون سوپرایز باشه برای همین عکس‌ها و توضیحات کامل میمونه برای جمعه‌ی آیندهچشمک


باید خودمون رو برای واکسن یکسالگی آماده کنیم. امیدوارم به خیر بگذره و زهرای نازنازیه مامان اذیت نشه

عسلکم

چند روزه حس میکنم دیگه بزرگ شدی و خیلی چیزها رو متوجه میشی و میتونی مفهوم خواسته هات رو به من برسونی. لبخند در راه رفتن مهارت خوبی پیدا کردی و دیگه خیلی کم زمین میخوری وتوی خونه برای خودت به همه جا سرک میکشی.قلب ارتباط بین خودکار و کاغذ رو فهمیدی و به محض اینکه خودکار یا مداد ببینی شروع میکنی به خط کشیدن ... چشمک تازگیها دلت میخواد مستقل باشی مثلا برای غذاخوردن خودت قاشق رو میگیری دستت و تلاش میکنی ... مژهمثل این جوجه کوچولوهای ماشینیه  زرد و ناز توی خونه دنبال همه راه میری ... بغلیه لحظه آروم و قرار نداری و همش در جنب و جوش هستی . اگر عروسکی رو دوست داشته باشی بغلش میکنی و باهاش بازی میکنی.ماچ

تشکر نوشت:ممنون از همه ی دوستان خوب و مهربونم که تولد زهرا نازنازی رو تبریک گفتند  از صمیم قلب دوستتون دارم و تشکر ویژه از بابا و مامان مهربون پرهام عزیز و نازی جونم  که یک پست مخصوص تبریک تولد زهرا نازنازی در وبلاگشون گذاشته بودند . عکسهایی که دوستان برامون فرستادن رو در ادامه مطلب ببینید  لبخندقلب

این عکس رو نازی جون زحمت کشیدن بعنوان هدیه برامون فرستادن


 

ممنون دوست جونای عزیزم خیلی عکسایی که برام درست کردین خوشگلن