گویی قلم نمی خواهد زبان باز کند و شرح فراق و دوری را باز گوید
 و گرنه می توانست روزها و دفترها را از فراق پرکند
 فراق و دوری از او چنان دردناک است که نمی توان سخنی از این فراق گفت
 

دختر عزیزم برایت می‌نویسم تا همیشه به یاد داشته باشی:

 هشت سال پیش 22 تیر ماه پدربزرگ مهربونتقلب (بابای بابا) از کنار ما پر کشید و آسمونی شد. روزهای خیلی سخت و غم‌انگیزی بودناراحت چون ایشون یکی از بهترین و عزیزترین نزدیکان من بودند. داشتن پدربزرگ و مادربزرگ نعمت خیلی خوبیه که متاسفانه من خودم حس پدربزرگ داشتن رو اصلا تجربه نکردم و همیشه دوست داشتم عکسی ازشون داشته باشم و در موردشون از مادر و پدرم می پرسیدم. خدا رو شکر ما کلی فیلم و عکس از پدربزرگ عزیزت داریم و اینطوری کلی خاطره برامون زنده میشه. روحشون شاد و یادشون گرامی باد.

 برای دیدن بقیه تصاویر اینجا کلیک کنید

نظرات دوستان گلم

 

تبریک روز جوان (نوجوان) به داداشیقلب مهربون و عزیز زهرا نازنازی

جهت ورود اینجا کلیک کنید


 

 

تولد چهار سالگی سعیده جون قلب داداش علی  اینجا دوسالشه