امروز 1 سال و 7 ماه و 3 روزه که در کنـــــار هم هستیم حتی یک روز هم از همدیگه  دور نبودیم

و تو عشق 19 ماهه‌ی من و برادر مهربون و عزیزت، شیرین ترین نقطه‌ی عطف زندگی من هستید

 طی چند روزه گذشته و مطلع شدن از وضعیت یه فرشته‌ی زمینیدل شکسته، جسم و روح من بهم ریختهناراحتهر لحظه که به تو عروسک نازنیم نگاه میکنمقلب دلم برای مادرش میتپهناراحت دیشب وقتی در کنارم بعد از کلی تلاش مثل یه فرشته، معصوم و پاک به خواب رفته بودیفرشته دقایقی فقط به صورت مثل گلت خیره شدم ماچبا خودم فکر کردم این مورد شاید زنگ خطری برای من بوده تا بیشتر حواسم رو جمع کنم و شاکر نعمت‌های الهی که در اختیارم هست باشم. با خدای خودم راز و نیاز کردم:

بار خدایا، من انسانم ... به آن گونه که تو آفریدی
نمیتوانم مثل فرشتگانت پاک و آسمانی باشم، گاه فریب می‌خورم و گاه فریب میدهم
گاهی ناشکر می‌شوم، و گاهی خودخواهی وجودم را فرا می‌گیرد
اما همیشه پشیمان میشوم و به سوی تو باز میگردم
... چون آغوش تو همیشه باز است...
پس این بار نیز دست نیاز را به سوی درگاه تو دراز می‌کنم 
و از کسی خواسته هایم را طلب می کنم، که هیچ گاه بر سرم منت نمی‌گذارد
خدایا شکر به خاطر وجودت و این که همیشه حامی و پشتیبانم هستی

پروردگارا، سپاسگزار بابت دو هدیه‌ی الهی که به من و همسرم عطا کـــردی،ازت می‌خواهم نعمت را بر ما تمام کنی و فرزندانم همیشه سلامت و شاد و خوشبخت باشند 

اللهم الشفنی بشفائک و داونی بدوائک و عافنی من بلائک فانی عبدک و ابن عبدک

دوستان خوب و همراهم قلب برای دیدن بقیه مطالب و تصاویراینجا کلیک کنید

دخترخاله نوشت از زبان زهرانازنازی:فاطمه جونمقلب من هم دلم برات تنگ شده، ممنون با اینکه امتحان داری و همش داری درس میخونی اومدی و برای من یه عالمه نظر پر مهر و محبت گذاشتیبغلتو برای من مثل یه خواهر هستی و خیلی دوستت دارم. امیدوارم همه ی نمره هات 20 بشه