به نام خدا

سلام به دوستان خوب و مهربونمقلب سپاس فراوان از تبریک های زیبا و پر مهرتون

 

تصویر بالا نوروز 1390 که زهرا نازنازی 10 ماهه بود

چقدر منتظر فرصتی بودم، تا بتونم از طوطی شیرین زبون و خوردنیبغل خونه‌مون بنویسم. دخترک نازنین قلب من در حالی که 12 روز مونده تا 22 ماهه بشه، اکثر کلمات رو ادا میکنه و من و بابایی و داداشی هر روز و هر لحظه از شنیدن حرفها و شیرین زبونی‌هاش به وجد میایملبخند. فقط چند ساعت تا تحویل سال نو مونده و من یه عالمه کار دارم که باید انجامشون بدمآخ بزودی سر فرصت، از کارها و حرفهای عسلک می نویسم. 20 اسفند ماه متوجه شدم یکی از دندون های نیش فک بالای خانوم خانما نمایان شده ماچ(تصویر دندان های شیری)

 

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم
قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند

  نوروز ۱۳۹۱ بر شما دوستان عزیزم مبارک 

پی نوشت: ایام نوروز از اون روزهای هست که وقتی از راه میرسه، تحمل خلاء حضور بعضی از بزرگترها و نزدیکان خیلی سخت میشه و آدم دوست داره برگرده به سالهای گذشته، سالهایی که اون‌ عزیزان بودند و ما در کنارشون بودیم و لحظه‌ای فکر این روزها رو نمی‌کردیم ... پس بیاین تا در کنار هم هستیم از وجود هم لذت ببریم و قدر لحظه لحظه‌ی روزهای زندگیمون رو بدونیم. این روزها به شدت دلتنگ مادر مهربونم هستم. کلیـک 

تقویم ســــال 1391


 

دلم میخواست در آخرین پست سال 1390 یک جمع بندی از 12ماه گذشته داشته باشم، اگر دوست دارید با ما همراه باشید روی لینک‌های زیر(با رمز همیشگی مون) کلیک کنید.

شش ماه اول سال 1390 شش ماه دوم سال 1390  


چهارشنبه ی آخر سال نگران 

 زهرا نازنازی خوشحال از دیدن ماهی هابغل بابایی امسال 9تا ماهی خرید