این روزها دخترک نازنینم قلب داره حسابی برای خودش مستقل میشه از خود راضیو دوست داره هر کاری رو (ازجمله: غذا خوردن، لباس پوشیدن، کفش پوشیدن، بازکردن در نوشابه، جاروبرقی کشیدن، تلفن صحبت کردن و ...) خودش به تنهایی انجام بدهمژه و تکه کلامش شده: خــــودم بــــلدم و اگر موفق به انجام کار مربوطه نشه یا براش سخت باشهآخ میگه:داداش جـــونم بلده و به ایشون متوصل می شه! 

یه مورد جدید این روزها، استفاده از پسوند (جـــون) برای اشخاص یا اشیایی که دوستشون داشته باشه هست. مثل مامان جون، بابا جون، داداش جون و دیروز به گل های توی گلدون می گفت: گــل جونمخنده

تصاویر اول اردیبهشت ماه و خونه ی سارا جون

ایام فاطمیه تسلیت باد  سال گذشته در چنین روزهایی این پست رو نوشته بودم، به لطف خداوند و حضرت زهرا(س) و دعای خیر مادرم که همیشه همراهمه، امسال هم قسمت شد روز شهادت حضرت زهرا(س) در حرم مقدس امام رضا (ع) باشیم. وبلاگ درد دل های من با مادرم هم بروز شد.