به نام خدا

سلام دوستان عزیز و مهربونمقلب

 

 همزمان با  دومین سالگرد قمری تولد عسلک تصمیم گرفتم یکی از بزرگترین پروژه‌های دوران کودکیش رو شروع کنم. طی تحقیق و بررسی‌هایی که داشتم بهترین روش برای از شیر گرفتن کودک روش تدریجی هست که اینطوری هم به مادر و هم به کودک کمتر سخت میگذره.

از اسفندماه سال گذشته بود که داشتم روی این موضوع فکر می‌کردم و خودم رو آماده میکردم. مامان‌های عزیز خوب درک می‌کنند که این وابستگی دو طرفه است و از نظر روحی برای مادر هم به همون میزان سخته. 

روزهای اول دفعات شیر خوردن در روز رو محدود کردم و بعد از چند روز کلا شیر خوردن در روز تعطیل شد و جای اون رو با سرگرم کردن، بیرون رفتن، بستنی خوردن و ... پر کردیم. از نظر روحی هم برای من و هم برای زهرا نازنازی روزهای سختی بود و هست، اما امیدوارم با یاری و توکل بر خداوند این مرحله رو هم پشت سر میگذاریم.

تصاویر عروسی ایمان و اواخر بیست و سه ماهگی

بقیه ماجرای پروژه ی خداحافظی با شیر مادر و لینک های مفید در این رابطه

کرم مالیدن دور از چشم مامان به سبک زهرا نازنازی


حالا دو شب میشه که برای خوابیدن هم شیر نمی‌خوره، دوشنبه 91/3/8 با این که از ساعت2 نیمه شب خوابش میومد و داداشی سعی داشت بخوابونتش ولی مقاومت می‌کرد و درخواست شیر داشت (به قول خودش: خوابم میــــاد، بخوابیم مَه‌مَه‌ی بخوریم) و من در مقابل بی قراری‌هاش با بازی کردن و نقاشی کشیدن و دیدن کلیپ‌های کودکانه و فیلمهای دوران کودکیش و ... سرگرمش کردم تا این که ساعت 4 صبح خوابید. 

سه شنبه 91/3/9 ساعت 3 بعدازظهربرای اولین بار، در حالیکه داشت برنامه کودک می‌دید خودش روی مبل خوابش برده بود، از این که داره مستقل میشه خوشحال هستم ولی دلم هم میسوزه و گاهی کم میارم ... دیشب هم  بعد از کلی کتاب خوندن، بازی کردن و نقاشی کشیدن ساعت 2 نیمه شب در حالیکه پتو رو کشیده بود روی سرش و من در کنارش نشسته بودم خوابش برد.

چهارشنبه 91/3/10 تا ساعت 5 صبح بیدار بود و مقاومت می کرد، من هم برای اینکه اون موضوع  یادش بره مجبورم در کمال آرامش و در کمال خستگی و خواب آلودگی باهاش بازی کنم، نقاشی بکشیم و ... تا اینقدر خسته بشه و بخوابه.

پنجشنبه 91/3/11 طی یک تصمیم یهویی به علت کنسل شدن امتحانات شنبه ساعت 7 بعدازظهر راهی سمنان شدیم.(توضیحات سفر در پست بعد) و دوباره تا ساعت 5/30 صبح بیدار بود. نکته ی جالب اینجاست که دیگه درخواست شیر خوردن رو به زبون نمیاره و فقط در رفتار و کارهاش مشخصه که داره از این موضوع اذیت میشه.

 ادامه دارد ...

لینـ ک های مفیـ د در مورد از شیـ ر گـ رفتن کـ و دک

1    2    3    4    5      7