به نام خدا

 تقریبا نزدیک به یک ماه میشه که مطلبی ننوشتم!ناراحت البته در بخش پیش‌نویس‌ها چندتا پست نوشتم ولی فرصت ویرایش و بارگذاری عکس‌هاش رو نداشتمآخ امروز دیگه طاقتم تموم شد و تصمیم گرفتم هر طور شده یک پست، هر چند کوتاه بنویسمچشمک


زهرا نازنازیه 25 ماهه‌ی من 15 روز میشه که حسابی خانم شده و با شیـ ر مـ ادر خداحافظی کرده، اما در پی این ماجرا روزها و شبهای خیلی خیلی سختی رو گذروندیم که در یک پست مفصل توضیحاتش رو دادم.(به زودی از حالت پیش نویس درش میارم)

ولادت جوانه ی خورشید کربلا، حضرت علی اکبر

و روز جوان بر پسر عزیزم و بهترین برادر دنیا تبریک و تهنیت

برای ورود به وبلاگ داداش زهرا نازنازی اینجا کلیک کنید 

پی نوشت: 30 خردادماه به جشنـ واره ملـ ی وبلاگـ های مـ ادرانه که از طرف مجـ له شهـ رزاد برگزار شده بود، دعـــوت و جزو وبلاگهای برتر انتخاب شده بودیم،با تمام شوق و اشتیاقی که نسبت به حضور در این جشنواره داشتم ولی بنا به دلایلی نتونستیم شرکت کنیم. در اینجا از مسئولین محترم این مجلـ ه ی خوب تشکر و قدردانی میکنم. 

جشن ازدواج حسین و عاطفه جون به خوبی و خوشی برگزار شد و خیلی بهمون خوش گذشت. آخر این هفته هم عروسیه دخترداییقلب زهرا نازنازیه، امیدوارم همه‌ی جوانها خوشبخت بشن.