به نظر من فصل پاییز یکی از زیباترین فصلهایی هستش که خداوند آفریده و من عاشق این روزهای پاییزی هستم. از طرفی، چون کم‌کم هوا سرد میشه و ما بخاطر زهرا نازنازی اکثرا باید توی خونه باشیم، سعی میکنم از این روزهای قشنگ استفاده کنم و ترجیح میدم بیشتر در طبیعت و بیرون از خونه باشیم.

 

یک روز عصر در هفته‌ی گذشته که داداشی تا ساعت 5 بعدازظهر کلاس داشت و بابایی هم اون روز چون کار داشت ناهار نیومده بود خونه، من و عسلک تصمیم گرفتیم دوتایی بریم پارک نزدیک خونمون، ساعت حدودای یک بعدازظهر، معمولا برای پارک رفتن ساعتهایی رو انتخاب میکنم که زیاد شلوغ نباشه ...  در ضمن می خواستم خانوم خانما بازی کنن و خسته بشن تا ناهارشون رو با اشتها بخورند ...

  

به آفتاب بگو حواسش را جمع کند، مـن با سایه ات هم تــــــوقلبرا تقسیم نمی کنم

 عکسهای زهرا نازنازی در پارک  1   2  3  

خدای مهربون سپاس بابت نعمت‌های زیبا و دل انگیزی که اختیارمون قرار دادی

 

 جمعه 28 مهـــــر مــــــاه

چند روز بود دلم میخواست به  نـ مـ ایـ شـ گـ ا ه گـ ل و گیاه  بریم. تا اینکه بالاخره روز آخر نمـ ایشـ گاه که خیلی هم شلوغ بودعزممون رو جزم کردیم و به سمـ ت پـ ارک گـ فـ تـ گو راهی شدیم. ناهـــار مهمون باباییقلب بودیم. فضای پارک خیلی زیبا و دلنشین بود، من کلی عاشقش شدم، هوا هم کمی خنک بود، حدودا یک ساعتی توی پارک قدم میزدیم و لذت می‌بردیم. نمایشگاه هم خوب بود، دیدن گلهای زیبا با رنگ های متنوع و قشنگ روح آدم رو جلا میده، البته فضای داخل خیلی شلوغ بود، ولی در کل یکی از بهترین و دلچسب‌ترین روزهای زندگی من بود.

تقدیم به دوستان عزیزم

 بقیه عکس ها در ادامه مطلب (بدون رمزچشمک)


لحظاتی در زندگی وجود دارد که تکرار آنها ممکن نیست

هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت 

باید آنها را همان گونه که یک بار اتفاق افتاده اند، فقط تنها به خاطر آورد

 

پارک گفتگو


**نفسم میگیرد در هوایی که نفس‌های شما نباشد**

خدای مهربون و عزیزم ، بابت روزهای خوش زندگیم ازت سپاسگزارم

پروردگارا، حافظ و پشتیبان من و خانواده‌ام باش