امروز، بعد از مدتها فکر کردن بالاخره راضی شدم که نازگلک رو ببرم آرایشگاه و یه مقدار موهاش رو مرتب و کوتاه کنم، خدا رو شکر، خودش با این قضیه مشکلی نداشت، فقط همش تاکید می کرد که زیاد کوتاه نشه متفکر

جالب بود که در بدو ورودمون به سالن، یه دختر خانوم دیگه که فکر کنم دو سالی از عـسـ لـ ک بزرگتر بود نشسته بود و داشت موهاش رو کوتاه میکرد، و این شد پیش زمینه ای برای خانوم خانما که اون یه ذره استرس و نگرانیش هم برطرف بشهقلب

 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب


 

لبخندی رضایتی که بعد از نشون دادن موهاش به بابایی و داداشی و شنیدن تعریف و تمجیدهای اون ها بر لبان عسـ لـ ک جاری شدماچ