به نام خدا

 

 آخر هفته‌ی گذشته طی یک هفته  برنامه ریزی و صحبت با بابایی بالاخره رفتیم خونه‌ی خالهجون زهرا (سمنان). آخه چند ماهی میشد که خیلی به ما اصرار میکردن و فاطمه کوچولو دخترخاله‌ی دوست داشتنی زهرا خیلی منتظر این روز بود.منتظر

زهرا نازنازی

در مسیر رفتنمون یه همسفر* خیلی خوب داشتیم. عضو جدید خانواده عروس نازمون عاطفه خانمقلب. همین جا ورودش رو به خانواد‌مون تبریک می‌گم .

در بدو ورود با استقبال خیلی گرم خاله و دخترخاله‌های زهرا مواجه شدیم  زهرا خانم اول کاری کلی هدیه های خوب گرفت.
زهرا یه لحظه هم روی زمین نبود و همش در حال بازی و توی بغل
بود.

زهرا و فاطمه

شب تا نزدیکای ساعت 4 صبح بیدار بودیم و خوش بحال زهرا نازنازی شده بود. چون ایشون کلا عادت دارن تا این موقعا بیدار باشن، از این که چندین نفر دیگه هم بیدار بودن و باهاش بازی می‌کردن کلی خوشحال بود.

زهرا و فاطمه

فردا هم همه دور هم بودیم. (زینب جون و عمو محمد و حسین جون که تازه داماد شده و عروس خانم02400000.)
عموعباس کلی زحمت کشیدن و به مناسبت تولدشون   یه چلوکباب مخصوص و خوشمزه مهمونمون کردن. بعدش هم کلی خاطره تعریف کردیم و خندیدم.
بعدازظهر قرار شد بریم بیرون و دوری بزنیم و زهرا با شهر سمنان آشنا بشه و چند تا عکس از جاهای دیدنی* بگیریم تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنیدولی ظاهرا توی خونه موندن drinks.gifو دور هم بودن بیشتر خوش می‌گذشت Group Hugو فرصت نشد. داداشی زهرا هم بعد از مدتی کلی با پسرخاله‌اش فوتبال پلی استیشن  بازی کردن.

علی و حسین             زهرا نازنازی
حدودای ساعت 6 عصر به سمت تهران راه افتادیم، در طول مسیر زهرا خواب بود و حدودای ساعت 9 شب خونه بودیم.
سفرمون گرچه کوتاه بود ولی خیلی خوب بود کلی به ما خوش گذشت.02400000 خاله جون و عمو عباس دستتون درد نکنه. انشاالله همیشه سلامت و پایدار باشین.

زهرا و فاطمه

*پی نوشت1 : ایشون دختر خیلی خوشگل، خوب، هنرمند و مهربون با روابط عمومی بالایی هستن . در مسیر رفت با ما بودن که من خیلی خوشحال شدم و کلی در مورد موضوعات مختلف با هم صحبت کردیم.

* پی نوشت 2: عکسای جاهای دیدنی شهر سمنان رو در ادامه مطلب ببینید.


میدان ارگ سمنان

مسجد جامع سمنان

کاروانسرای شاه عباسی