بهمن 90 + تولد یکسالگی نیایش جون + انـ تـ خــــــاب

20 بهمن ماه: شش سال پیش زمانی که مادر عزیز و مهربونمقلب در کنارمون بود، خونه‌ی پدری بازسازی شد و من و دو برادرم بنابه خواسته و لطف پدرم هر کدوم در طبقه‌ای مجزا ساکن شدیم. روزهای خوب و خوشی رو در کنار هم داشتیم، بعد از گذشت یکسال، با آسمونی شدن ناگهانی مادرعزیزمون، روزهای قشنگمون خاکستری شددل شکسته ولی حضور پدرعزیزم باعث شد که دلتنگی‌ها و غم فراق مادر رو تحمل کنیم و با آرزوی سلامتی ایشون روزگار رو بگذرونیم، بعد از این اتفاق خیلی اصرار داشتم که محل زندگیم رو تغییر بدم ... ولی بدلیل اینکه پدرم میخواست همه در کنارهم باشیم و با این قضیه مخالف بود، این تصمیم منتفی شد، با این که شاید زیاد همدیگر رو نمیدیدم، ولی از اینکه همه باهم در یک ساختمون بودیم همیشه یه حس خوب و دلگرمی خاصی داشتم و دارملبخند امسال 20 بهمن ماه برادر بزرگم و خانواده‌ش  از این ساختمون نقل مکان کردند، روزهای اول حس دلتنگی خاصی داشتمناراحت و اصلا دوست نداشتم این اتفاق رخ بده، البته فقط دوتا کوچه با ما فاصله دارند، روزهای خوبی رو در کنارهم داشتیم، از حمایتهای همسر برادرمقلب در دوران بارداری و بعد از بدنیا زهرا نازنازی سپاسگزارم. امیدوارم هرجا که هستند سلامت و شاد باشند و همیشه آرزوی تندرستی و عمر طولانی برای برادرعزیزمقلب دارم.

27 بهمن ماه: تولد یکسالگی نیایش عزیزهورا که خیلی انتظارش رو کشیدیم بعد از دو ماه(به دلیل محرم و صفر) برگزار شد. ممنون از دایی مهدی و همسر عزیزش و مهدیه جون به خاطر زحماتی که کشیده بودند. همه چی خیلی عالی و خوب بود. زهرا نازنازی هم خیلی ذوق داشت از چند روز قبل میگفت: تبلــــد نیــــایـــــشه قلب و به نیایش جون افتخار داد و شمع تولد دوسالگیش رو براش فوت کرد. عکس های تولـد رو اینجا ببینید.

1 اسفند: حسین جون قلب(پسرخاله‌ی زهرا نازنازی) رفت سربازی ... امیدوارم خدا پشت و پناهش باشه و با سلامت کامل این دوران رو پشت سر بزاره لبخند

بحـــــث این روزها: موضوعی که این‌روزها در خانواده‌مون شورو هیجان ایجاد کرده، مربوط  به انتـ خا بـات مـ جـ لـ س میشه و یکی از جوانـترین کـ انـ دیـداهایقلب این دوره  از اقوام هستش (به قول زهرا نازنازی عمو تُپُلچشمک) امیدوارم خداوند کمکش کنه و در تمام عرصه های زندگی موفق باشن. جسارت ایشون از نظر من تحسین برانگیزه. دوستان عزیزی که درتهـــران ساکن هستند، خوشحال میشم به ایشــــــون رای بدید. برای اینکه بیشتر باهاشون آشنا بشید اینجا کلیک کنید .

/ 48 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان مریم گلی

سلام به زهرا نازنازی خوشحالم که اومدین امیدوارم این اقوامتون رای اورده باشن [گل] بدو بیا عکسای تولدمو ببین [بوسه]

زمانه مامان پرهام و پارمین

سلام خوبی خانمی! منم خیلی خوب می شناسمش پسر شهید بهرامی ولی نباید از حوزه تهران کاندید می شد از حوزه شهر خودش بهتر می توانست رای جمع کنه ببوس زهرای نازنازی را

فلفل بانو

خدا مادرتون رو قرین رحمت کنه راستش من اصلا رای ندادم

میثم ©

سلام داداشی چند وقت نبودم ببخش[ناراحت] این ناناس دیه حرفه ای شده ها تو عکس گرفتن[نیشخند] تخم مرغ از دستش افتاده رو یادم نمیره[نیشخند] عموش چندم شد تو انتخابات؟[مغرور]

مامان ماهان

سلام خانمی بابا دلمون براتون تنگیده بود خوب هستین الهی همیشه خوب و خوش باشین [گل]

نقاشي

سلام دوست قديمي خيلي زيباست.[بدرود]

مامان شیما وحدیث

خدا زهرا نازنازی شیطون بلا رو حفظ کنه .الان انگار دخترا زدن رو دست پسرا .حدیث خانم هم مثل پسرا شیطونی میکنه . خدا مادر عزیز ومهربونتون و رحمت کنه وسایه پدر هیچ وقت ازسرتون کم نشه دلتنگیتون وحس میکنم .من یکی هم بشنوم که کسی از شهر بارکرده یا حتی دوکوچه اون ورتر دلم میگیره . امیدوارم این آشناتونم هم رای بیاره بووووووووووووووووووس واسه زهرا نازنازی[ماچ][ماچ]

roya

سلام '``````````✬ '✧ `✬ `````````` ♜=♜=♜ ``````` ` {_♥_✿_♥_} '``` ✩ `✫{=✰=✰==}✫ `✩ ````♖.{♖___♖_♖___♖}.♖ ```{==================} ```{✿_❤_❀_♥_✿_♥_❀_❤_✿} `` {===================} ``{_✿_❤_❀_♥_✿_♥_❀_❤_✿_} دعوتید به جشن تولد پسرم منتظر حضور گرمتون هستم[گل]