ر ا ز و نیـ ا ز بـ رای لـ وا شــــ ک

اینروزها عسلک به شدت علاقه وعادت پیدا کرده به خوردن لـ وا شـ ک، اونم فقط از اینها

امروز بعد از خوردن سه تا از اینا، بازم می‌خواست، بهش گفتم دیگه نمی‌تونم بهت بدم، حالت بد میشه، دلت درد میگیره، اولش یه کم جیغ و داد کرد و با دیدن بی‌توجهی من نسبت به این کارش، رفت رو مبل نشست و شروع کرد صحبت کردن بــــا خودش:

.: خدایا من لواشـــــ ک می خوام، خدایا میشــــه برام لـ واشـــ ک بفرستی :.

این تصویر مربوط به موضوع لواشـ ک نمیشه

دیروز عصر وقتی عسلک خواب بود، فرصتی پیش اومد که من و پسرعزیزمقلب بتونیم در کنارهم دقایقی روبا آرامش بگذرونیم. تصویر زیر پذیراییه نشست " مادر و پسرانه" هستشچشمک

بفرمائید دوستای مهربونم

 برای خوندن مطلبی که "فقط برای دوستان خوب و عزیز مجازیم" نوشتم اینجا کلیک کنید

اگر رمزمون یادتون رفته، یادآوری کنید

/ 13 نظر / 47 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوبه

عزیز دلم زهرای نازنینم. نوش جون هر سه تون.

مامان محمد فاضل

خدایا لواشک بده به نانازم ای خدا[ماچ][ماچ][ماچ] فدای دل کوچیکش ضمنا منم رمز ندارم در مورد پذیرایی مادر و ژسر هم تبریک میگم خیلی خوش سلیقه ای

مامان نازدونه ها

ای جان اگه زیر نویس عکس رو نمینوشتی من یکی که فکر کرده بودم داره برا لواشک دعا میکنه[خنده]

مامان اميررضا

ای جانم . خدایا لواشک بفرست [خنده] مادرانه تون با گلپسری خوش بگذره گلم . من رمز ندارم [خجالت]

زهرا مامی ویونا

*روزمون مبارک* *ویونــــا* @};-@};-@};-@};-@};- @};-@};-@};- @};-

زهرا مامی ویونا

ماشالله به دخترمون.....منم رمز ندارم عزیزمم....البته هر جور خودت صلاح میدونی

فاطمه دخترخاله ی زهرانازنازی

ما که رمز نداریم[سوال]

سارا دخترعمه زهرانازنازی

عزیدلم قربونت برم کهوعاشششق لواشکیرخودم برات هزار تا میخرمز

فاطمه دخترخاله ی زهرانازنازی

قزبون دعاکردنت برم عزیزم[قلب]