عسلکــ م 40 ماهــه شدنت مبارک + یک بعدازظهر پاییزی

از من نپرس چقدر دوستت دارم، اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست

یکی از روزهای آغازین فصل پاییز، فصل دوست داشتنی من، تصمیم گرفتیم از خونه بزنیم بیرون و در دل طبیعت ناهارمون رو بخوریم، پارک جنگلی سـ رخـ ه حصـ ار که از نظر مسافت به ما نزدیک هست رو انتخاب کردیم ...

بابایی اون روز کلی به زحمت افتاد و خاطره ی خیلی خوبی برامون ایجاد کرد

بابایی مهربون خیلی دوستت داریمقلب

نزدیکای غروب بود که با کلی انرژی مثبت که از طبیعت آروم و رنگارنگ پاییزی گرفته بودیم به خونه برگشتیم، از خدای مهربون میخوام همه ی خانواده ها در کنار هم سالهای سال برقرار و شاد باشند.

بفرمایید دوستانقلب

/ 32 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا مامان آرام

سلام دوستم غیبت این مدتم رو ببخشید دلم براتون تنگ شده بود امیدوارم دوباره بتونم مثل قبل مرتب بهتون سربزنم در ضمن تسلیت میگم خدا بهتون صبر بده

بابایی

سلام به جمع خانواده ی مجازی بابایی خوش اومدید انشاءاله زهرا کوچولو زیر سایه ی والدین عزیزش همیشه سالم و شاد زندگی کنه و موفق باشید خوشحالمون کردید[لبخند]

مامان نقطه

عزیزکمممم هزار ماشالا خیلی قیافه شیرین و خواستنی داره خدا از چشم بد دورش کنه تسلیت میگم بهتون بابت فوت دایی عزیزتون بقای عمر شما باشه

پونه

ای جونمممممممممممممممممممممممم چه خانومی شده این جیگر

غزل

آمین .زهرا جون روز به روز خوشکل تر میشه ماشاا...[قلب]

مری مامان ریحانه

من دخترتون رواز نزدیک ببینم میخورمش.نمک داره درحد دریاچه خزر

مادر(رادین و راستین)

سلام دوست خوبم ماشالله خانمی شده ........ زهرا جون خدا حفظش کنه....... سلامت و شاد باشید

مامان امیررضا

چهل ماهگی عسلک خانم مبارک باشه . خدارحمت کنه دائی عزیز رو .[گل]