نـــــ وروز 1391 و 22 ماهه شدن نازگلــک

 امسال به دلیل کاری که بابایی در ایام عید باید پیگیری میکرد، ساعت‌های مفید روزمون رو از دست می‌دادیم و بعدش هم حس می‌کردیم بابایی انرژی لازم رو ندارن، برای همین اکثرا در منزل بودیم و فقط تونستیم به دیدن چند تا از بزرگترهای فامیل بریم. (البته این کار پیامد خیلی خوبی داشت لبخند... بعدا اعلام میکنم چشمک)

روز 12 فروردین مصادف با 22 ماهه شدن عسلک به زیارت شـ اه عبـ دالعظیـ م رفتیم و ناهار هم مهمون بابایی بودیم و بعدش هم کلی گردش و خرید و ...

13 فروردین هم همگی در منزل دایی مرتضی مهمون بودیم و ناهار رو در پشت‌بام بر فراز شهر تهران  خوردیم و خیلی بهمون خوش گذشت. اینقدر مشغول بودیم که یادم رفت عکس درست و حسابی بگیرم.

تصویر بالا از پشت بام خونه ی دایی مرتضی گرفته شده و ساختمونی که فلش داره بهش اشاره میکنه، خونه ی ماست

دایره لغات

(یکی از کاربردی ترین جملات این روزها) بده من، خوابیدم، اومدم، خوی‌دَم = خوردم، خندید، گریه کرد، بُخویَم= بخورم، داداش‌جون بیا، داداش یَـفـــت مَدسِه، دلم تنگ= دلم برات تنگ شده، دایی موی‌تضی، خاله، عمه، سارا، دهیده = سعیده ، پایزه = فائزه ، مهدیه ، نیــــــایش، عیـــــــدی، (اسم بابات چیه؟) مَســــود، تِـــوزیون = تلویزیون، تلفن، صندلی، میز، اَب بازی=اسباب بازی، حموم، شیشه، لیوان ، قاشق ، قندون ، نوباده=نوشابه ، بیکویت=بیسکویت ، تاب، سرسره، دوسِت دایــَم، کفیثه=کثیفه، تمیزه، خوشگله، اینجا، آنجا، بالا، پایین، داغه، خوبه، تموم شد و ... شعر یه توپ دارم قلقلیه رو با همراهی ما می خونه

 

یکی از دغدغه های این روزهای من، با نزدیک شدن به دو سالگی ، پروژه‌ی از شیر گرفتن عسلک هست که این روزها ذهنم رو مشغول کرده! 

 بقیه‌ی عکس های نوروز 91 زهرا نازنازی رو اینجا ببینید

/ 88 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان مريم گلي

سلام خدا رو شکر که علی اقا از پس همچین کار بزرگی بر اومده باید تحسینش کرد اپیم

خاطره

22 ماهگی فرشته نازم مبارک[بغل][ماچ][قلب] خوشحالم که برگشتید[قلب] ماشالله بزرگ و خوشگل شده[قلب][ماچ]

خاطره

به به چه لباس خوشگلی[بغل]

الهام و همسری

قربونت بره خاله که اینقدر خوشگل و نازی دلم واست یه ذره شده بود.[گل]