خـــودم بلــــدم گفتن های زهرا نازنازی و ایام فاطمیه

این روزها دخترک نازنینم قلب داره حسابی برای خودش مستقل میشه از خود راضیو دوست داره هر کاری رو (ازجمله: غذا خوردن، لباس پوشیدن، کفش پوشیدن، بازکردن در نوشابه، جاروبرقی کشیدن، تلفن صحبت کردن و ...) خودش به تنهایی انجام بدهمژه و تکه کلامش شده: خــــودم بــــلدم و اگر موفق به انجام کار مربوطه نشه یا براش سخت باشهآخ میگه:داداش جـــونم بلده و به ایشون متوصل می شه! 

یه مورد جدید این روزها، استفاده از پسوند (جـــون) برای اشخاص یا اشیایی که دوستشون داشته باشه هست. مثل مامان جون، بابا جون، داداش جون و دیروز به گل های توی گلدون می گفت: گــل جونمخنده

تصاویر اول اردیبهشت ماه و خونه ی سارا جون

ایام فاطمیه تسلیت باد  سال گذشته در چنین روزهایی این پست رو نوشته بودم، به لطف خداوند و حضرت زهرا(س) و دعای خیر مادرم که همیشه همراهمه، امسال هم قسمت شد روز شهادت حضرت زهرا(س) در حرم مقدس امام رضا (ع) باشیم. وبلاگ درد دل های من با مادرم هم بروز شد.

/ 53 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامانش

زیارت قبول جون گفتن زهرام مبارکه وقتی می گن جون آدم دلش می خواد قورتشون بده!

آوین

عزیز شیرین زبونم دوست خوبم سلام خوش به سعادتتون که رفتین زیارت امام رضا مدتهاست که دلم میخواد برم ولی قسمت نمیشه

مامان شایان

ای جونم به این "جون" گفتنای خانمی پسر من هم جون زیاد میگه....

فریبا

سلام جیجی این کوچولوی همه چی دون ماشالله عکسا مثل همیشه عالی بود همیشه به مهمونی گلم دست آقا احسان درد نکنه معلومه که چقدر خوشمزست[خوشمزه] نوش جانننننن[قلب]

مادر دوقلوهای ناهمسن

زیارت قبول

میترا مامان مهرناز

زیارت قبول عزیزم چقدر ناز و شیرین زبون شده این کارام که اقتضای سنه و کاریش نمیشه کرررررررررررد